سیمای اسلام (پست ثابت)

                 

                          

             

      http://www.simaislam.blogfa.com     

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 8:37 ] [ عبدالله ]
[ ]

فرق میان اسلام و فکر اسلامی

فکر اسلامی معادل خود اسلام نیست، بلکه ره‌آورد عقلی مسلمانانی در راه اسلام و با ملاحظة اصول آن است.

اسلام عبارت است از وحی الهی به پیامبر صلی الله علیه وسلم و کتابش عبارت است از قرآن و آنچه بعد از قرآن قرار می‌گیرد، که سنت‌های ثابت پیامبر صلی الله علیه وسلم است به عنوان توضیحی بر آنچه نیازمند توضیح بوده است.

فکر اسلامی نوپیدا و تابع قانون تطور است و می‌تواند دستخوش تغییر و حتی فروپاشی شود. اما اسلام دارای کتابی است که:

«در اکنون یا آینده‌اش، باطل در آن راه نمی‌یابد، فروفرستاده‌ای از سوی فرزانة ستوده است». (فصلت / 42)

فکر اسلامی در خطا و لغزش معصوم نیست، در حالی که اسلام از آن مصونیت داشته و کتابش به علت معصومیت از کجی و ضعف دارای تقدس است و باید مؤمنان از آن اطاعت مطلقه داشته باشند.

اما فکر اسلامی تنها در همان حد واجب اطاعت است که از کتاب خداوند و رسالت آسمانی نمایندگی کند، زیرا ـ قاعدتاً قابل نقد و مخالفت است.

میان اسلام و فکر اسلامی به آن اندازه فرق است که میان آنچه به خدا و آنچه به انسان تعلق می‌گیرد.

پیوند میان این دو همانند پیوند میان دو امری است که یکی بر دیگری استوار باشد و در پیدایش و بقایش بدان متکی، اما نه بدان‌گونه که یکی تصویری تمام‌نما از دیگری و تعبیری همانند از آن باشد.

یکی اسلام است که وحی الهی فرودش آورده است و دیگری مسلمانانند که به اسلام ایمان آورده‌اند و تعالیمش را در رفتارشان تجسم بخشیده‌اند و کوشیده‌اند علاوه بر حفظ آن برای نسل خود، به نسل‌های دیگر نیز منتقل کنند و به آنان بیاموزند که چگونه به آن ایمان داشته باشند و چگونه از اعتقادشان بدان تعبیر کنند و چگونه تلاش ورزند تا اسلام را برای خود نگهدارند و خودشان نیز امتی مسلمان بمانند.

تهیة این چگونگی‌ها و برجسته‌ ساختن نشانه‌های آن و سپس ریختن آنها در قالب عباداتی که از یک نسل به نسلی دیگر در کتاب‌ها منتقل گردد، عبارت است از فکر اسلامی این چگونگی‌ها از نظر تهیه، نمایان ساختن نشانه‌ها و قالب‌ریزی‌ها حتماً به تناسب افراد، نسل‌ها و شرایط محیطی متفاوت می‌گردد و گاهی اختلاف در این زمینه به درجة خصومت و ضدیت کشیده می‌شود.

ابن خلدون در بیان علم فقه در مقدمه‌اش می‌گوید:

«فقه عبارت است از شناخت و آشنایی با احکام خداوند دربارة افعال مکلفین از نظر وجوب، منع، ندب، کراهت یا اباحت. این احکام از کتاب، سنت و ادله‌ای که مؤسس شریعت برای شناخت آنها نهاده است به دست می‌آید. احکامی که از این ادله به ...

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 ] [ 17:41 ] [ عبدالله ]
[ ]

پیدایش فکر اسلامی و عوامل آن

از آنجایی که فکر اسلامی ره‌آورد عقلی انسان مسلمان است، فکر اسلامی در مجموع خودش، پس از نزول قرآن و وضوح یافتن سنن، پا به عرضة وجود نهاده است.

عوامل مؤثر در پیدایش آن در طبیعت نصوص قرآنی و ارزیابی احادیث از نظر سند، خلاصه نمی‌شود، بلکه به توسعة قلمرو اسلام و راه یافتن مسلمانان به سرزمین‌هایی که دارای ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی مادی بودند، نیز ارتباط می‌یابد و بدیهی است که برخورد رسالت نوین با برجای مانده‌های ایده‌های کهن، داد و ستد و پسندیدن و نپسندیدن در پی داشته باشد و جز این عواملی دیگر نیز وجود داشته است که برای تأیید موضوعی یا رد آن به تحرکات فکری و مجادلات عقلی منجر می‌گردیده است.

فکر اسلامی از آن هنگام پیدا و شناخته شده است که مسلمانان عرب ـ به عنوان نخستین حاملان آن ـ خواستند اهل علم و صنعت شوند و با آغاز چنین گرایشی مدارک و دیدگاه‌هایی برایشان شکل گرفت، پس از آن که مأخذی جز کتاب و سنت نمی‌شناختند.

«امت اسلامی در دوره‌های نخستین به علت خو داشتن با زندگی ساده و ابتدایی دارای علم و صنعت نبود و احکام شریعت که عبارت از اوامر و نواهی خداوند است در میان مردم سینه به سینه انتقال می‌یافت و مأخذ آن را از کتاب و سنت با فراگرفتن از صاحب شریعت و یارانش می‌شناختند و مردم در آن روزگار، اعرابی ناآشنا با تعلیم و تألیف و تدوین بودند و بدان وادار هم نشده بودند و حاجتی هم بدان احساس نمی‌کردند.

روزگار صحابه و تابعین بدین منوال گذشت و کسانی را که به حمل و نقل علم تخصص داشتند قاری می‌نامیدند، یعنی کسی که کتاب می‌خواند و بی‌سواد نیست، زیرا بی‌سوادی در آن وقت در میان صحابه همانند دیگر اقوال عرب عمومیت داشت. قاری نامیدن حافظان قرآن بدان زمان اشاره به همین موضوع داشت، چه ایشان بودند که قدرت خواندن کتاب خدا و ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 ] [ 17:21 ] [ عبدالله ]
[ ]

انسان و واسطه‌گیری

یکی از انحرافات که عوام‌الناس بدان درافتاده‌اند روی آوردن به سوی قبور صالحان است به آرزوی برآورده شدن خواسته‌هایی که جز خداوند کسی دیگر را توان برآوردنشان نیست.

شاید راز این انحراف در اینجا نهفته باشد که مردم خود را پست‌تر از آن می‌بینند که بلاواسطه با پروردگارشان به مناجات بپردازند، و به همین علت نیازهایشان را به پیشگاه کسانی می‌برند که منزلتی برتر دارند تا آنچه را که آنها در دل دارند و بر زبان نمی‌توانند بیاورند آنها با خداوند در میان گذارند.

همین علت راز رو گردانیدن از بارگاه الهی و روی آوردن به سوی بندگان اوست، بندگانی که برخی می‌شنوند و برخی نه، حتی برخی از خرد برخوردارند و برخی نه.

چه بسیار کارهاست که در ظاهر زیادت تعظیم خداوند است و در باطن هتک حرمت‌های الهی.

مگر نه این است که زن و مرد مشرکان، به شکل عریان به طواف می‌پرداختند به دلیل آن که طواف خانة خدا در جامه‌هایی که با معصیت کرده‌اند، شایسته نیست؟!

دشوار دانستن ـ ارتباط بی‌واسطه با خداوند جوهر بت‌پرستی کهن بوده است که قرآن مجید از قول آنان که برایش تأویل مشروع می‌تراشیدند نقل کرده است:

                                                                                  

«آنان را جز برای این نمی‌پرستیم که ما را با تقربی به خداوند بسیار نزدیک گردانند». (زمر / 3)

 

عین همین تأویل مورد تمسک پاسداران جاهلیت نوین قرار گرفته است که با آن عملکرد قبرپرستان را در زمینه طلب شفا و رستگاری و رفع مشکلات، مشروعیت می‌بخشند. آشکار است که اسلام جایی برای واسطه‌ها میان خالق و مخلوقاتش نمی‌گذارد، زیرا هر مسلمان در هر حالت که باشد در برابر خداوند تکلیف دارد، و باید یقین داشته باشد که بدون دخالت هیچ انسان دیگر در ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 ] [ 17:12 ] [ عبدالله ]
[ ]

آن سوی طبیعت انسان

اسلام رسالت صلاح و اصلاح است، صلاح فرد و اصلاح جامعه، و آنگاه که قرآن کریم نازل شد و پیامبرص شروع به گردآوری مردم بر اساس رهنمودهای روشنگر آن [قرآن] کردند هر دو موضوع را در نظر داشتند.

مؤمنان همزمان با صیقل دادن نفس‌های خویش بر پایة آداب این دین، لازمة رسالت خویش می‌دانستند که راه‌های کمال زندگی را ترسیم کنند و دنیا را خواسته یا ناخواسته به سوی حق و خیر به پیش رانند.

پیامدها و مقتضیات چنین رسالت عظیمی ـ در هر دو جنبة آن ـ جایی برای زیاده‌گویی بیکاران و سرگرمی هوشیاران نمی‌گذارد.

از همین رو تاریخ اسلام به یاد ندارد که روزگار سلف صالح مناقشه‌ای در زمینة الهیات یا خرده‌گیری نابجایی در فهم مقررات دینی برپا شده باشد. زیرا ایشان به امور بزرگتری مشغول بودند که عبارت از ادای درست رسالت اسلام بود. به همین دلیل تلاش سودمند و دستاورد گرانبها، مهم‌ترین موضوعی بود که ایشان را به خود مشغول می‌داشت.

آنگاه که موج این تلاش تابناک از حرکت باز ایستاد و مردم به رکود و قعود گرائیدند، به ارزیابی و زیر و رو کردن اصول و فروع اسلام پرداختند، تا از این طریق به خدا نزدیک شوند. و بهتر است بگوییم تا ساعت‌های بیکاریشان را با این کار بگذرانند. از آن پس روزنه‌های شر و تباهی بر روی اسلام گشوده شد، به ویژه آنگاه که مسایل فلسفه یونان ترجمه شد و مورد عنایت گرم مسلمانان قرار گرفت. زیرا بسیاری از اندیشمندان، آمیزش اصول اسلام را با شیوه‌های تفکر یونانی در زمینة الهیات بی‌اشکال می‌دیدند، و به همین علت ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393 ] [ 17:6 ] [ عبدالله ]
[ ]

همگانی ساختن نعمت‌ها در اسلام

از نخستین اهداف اسلام دور ساختن خودخواهی است، صفتی که هر انسان با آن متولد می‌شود و باید دیدگاه وی از محدودة آن وسعت یابد و رفتار وی از بخل آن رها شود و به وی تفهیم گردد که زندگی تنها برای او به وجود نیامده چنان که او تنها برای زندگی کردن به وجود نیامده است.

پی بردن انسان به حقوق دیگران در وقتی که به حق متوجه است این خود نگهبان ارزشمندی است که او را از آلودگی و دست درازی و حماقت‌های غرور و خودستایی باز می‌دارد.

قرآن کریم شخص را به کسب چنین شعوری فرامی‌خواند آنگاه که از وی می‌خواهد به یتیمان نیکی کند. چه کسی می‌داند؟ شاید او نیز روزی اولادی نیازمند عدالت و مهربانی از خود به جا گذارد، آیا او راضی می‌شود که آنان ضایع شوند:

«و کسانی که اگر فرزندانی خرد و ناتوان از خود باقی گذارند، برای ایشان نگرانند، باید از خدا بترسند و سنجیده سخن بگویند».(نساء / 9)

خود خواهی به آتش می‌ماند که هر چه مواد سوخت آن افزون گردد به همان اندازه اشتعالش افزایش می‌یابد، و مردم به نشئه شدن از نعمت‌های به دست آمده، رغبت‌های تحقق یافته و سرمایه‌های سرشار، حق خدا را در آنچه دارند وحق بندگانش را در آنچه به ایشان داده شده فراموش می‌کنند و خودخواهی نشئه‌آورشان نمی‌گذارد که جز به فساد در زمین و قطع رحم دست یازند.

پیامبر (ص) مردم را از درافتادن به چنین لجنزار متعفنی برحذر داشته و فرموده است:

«بیشترین چیزی که از آن بر شما هراسانم برکاتی است که خداوند از زمین برایتان بیرون می‌آورد. گفته شد برکات زمین چیست؟ فرمود: جلوه‌های زندگی دنیا. مردی پرسید: آیا خیر می‌تواند با خود شر را به ارمغان آورد؟ آن حضرت خاموش شد تا آن که پنداشتیم بر وی وحی فرودمی‌آید. آنگاه در حالی که عرق را از پیشانیش پاک می‌‌کرد فرمود: سؤال‌کننده کیست؟ آن مرد گفت منم. آن حضرت فرمود: درست است که جز نیکی نمی‌آورد! ولی این مال سرسبز و شیرین است، و آنچه در بهار می‌روید می‌تواند کشنده باشد یا زیان‌رسان، مگر برای حیوان علف‌خواری که بخورد و سیر شود، سپس در برابر آفتاب دراز کشد و نشخوار کند و از سرگین و بول کردن، باز گردد و دوباره به خوردن آغازد و این مال نیز زیبا و شیرین است، هر کس آن را ...

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 ] [ 17:11 ] [ عبدالله ]
[ ]

سرچشمه اصلی اسلام (قرآن و سپس سنت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم)

نخستین مصدر فراگیری اسلام قرآن کریم است و جایگاه آن در میانه دیگر مصادر همانند نسبت تنة درخت است با شاخه‌ها و میوه‌هایش.

در حدیث آمده است: «فضل کلام الله علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه» : «فضیلت کلام خدا بر دیگر سخنان مانند برتری خداوند بر مخلوقات اوست».

در نظام‌های عمومی دیده می‌شود که در واقع قانونی اساسی بر جماعت‌ها حاکم است و پس از آن قوانین اداری، جنایی، شخصی و تجاری و باز لوائح و مقررات و یادداشت‌های تفسیری و ... .

معمول این است که در قانون اساسی قواعد مهم حکمرانی، قانون‌گزاری و اجرایی یکی می‌گردد و رئوس موضوعاتی که باید بر آنها تصریح شود، تذکر می‌یابد تا به ارزیابی و مصلحت‌نگری‌های گوناگون گذاشته نشود و دیگر مسایل به آنها اتکا داشته و حرمت خود را از آنها کسب می‌کنند.

به این جهت است که نمی‌تواند در محتویاتش چیزی وجود داشته باشد که صریحاً یا ضمناً با آن در مخالفت باشد، و هر گاه چنین دیده شد خود به خود لغو می‌گردد.

همچنین است که کتاب خدا که قطب اسلام، منبع شرایع آن و قانون اساسی است که با توجیهات، آموزش‌ها، توصیه‌ها و احکامش جایگاه نخستین را از آن خود ساخته است. هر چند مسلمانان ـ با تأسف ـ ارزش این کتاب را آنچنان که باید نمی‌دانند و دیدگاه جسم و جانشان را متوجه مفاهیم و اهداف آن چنان که باید نمی‌سازند.

البته موضوع تجوید و حسن صوت را که عده‌ای خوش‌آواز بدان پرداخته‌اند و تأثیرات موقتی را که در عده‌ای پدید می‌آورد، باید چیزی جد انگاشت زیرا این نشان‌دهندة چیز مهمی شده نمی‌تواند.

قرآن نخستین هدایت و رهنمود برای مردم است، هدایتی که از سوی خداوند صادر شده و قواعد حق و تضمینات نجات را با خود دارد، چرا که آیات آن نشانه‌های راه راست را در خود جای داده است چنان که آفاق طبیعت، اسرار علم و نیروهای ذخیره شده‌اش را برای مردم، درخور دارد.

اگر مردم هوشیار می‌بودند در برابر هر سوره و بلکه هر حرف آن توقف می‌کردند تا از آن یقین کسب کنند و از آن بیاموزند که چگونه پیوندشان را با پروردگار جهانیان برقرار سازند.

سخن خداوند برتر از هر سخنی است و استقبال از آن با شور و احساس و جدیت و کنجکاوی چیزی است واجب و می‌توان گفت که آن ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 ] [ 17:4 ] [ عبدالله ]
[ ]

وظیفة سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم

من هر گاه خواسته‌ام در یکی از موضوعات به کتاب یا سنت استشهاد کنم ملاحظه نموده‌ام ـ به عنوان یک حقیقت ـ که معانی و اهداف بسیاری از احادیث با معانی و اهدافی که قرآن مجید دارد، در مطابقت کامل قرار دارد و کار احادیث یا تأیید و تأکید عین معنایی است که در آیات آمده و یا بیان مفهومی که در محور آن می‌چرخد و با آن راستای یگانه‌ای دارد، هر چند ظاهر پیوندشان با یکدیگر بعید است.

برای نوع اول می‌توان فرموده پیامبرص را به عنوان مثال در نظر گرفت:

«اللهم لامانع لما اعطیت و لامعطی لما منعت». «پروردگارا! هیچ مانعی برای آنچه تو عطا نمودی و هیچ عطایی برای آنچه تو منع کردی وجود ندارد».

این معنی در مفهوم این آیه داخل است:

«هر رحمتی که خدا در حق مردم گشاده سازد، بازدارنده‌ای ندارد و هر آنچه فروبندد، گشاینده‌ای جز او ندارد و او پیروزمند با حکمت است».(فاطر / 2)

 

اگر بخواهیم برای این نوع مثال آوریم به درازا خواهد کشید.

برای نوع دوم می‌توان این حدیث را در نظر گرفت که پیامبرص : «نهی ان یشرب فی آنیة الذهب و الفضة و أن یؤکل فیها، و نهی عن لبس الحریر و أن یجلس علیه». «پیامبر)ص( از نوشیدن و خوردن در ظرف طلا و نقره منع فرمود و پوشیدن لباس حریر و نشستن روی حریر منع نمود».

 

این حکم که در حدیث آمده است، مشتق از حکمی است که قرآن مبنی بر تحریم اسرافکاری نموده و اسرافکاران خوشگذران را دشمنان هر اصلاح و مخالفان هر پیامبرص و عوامل ویرانی هر امت دانسته است.

                                                                                                       

« و در هيچ شهرى هشدار دهنده‏اى نفرستاديم مگر آنكه متنعمان آن [شهر] گفتند: بى شك منكر رسالتى هستيم كه شما يافته‏ايد ».(سبأ / 34)

 

نهی از مسجد ساختن قبرستان‌ها که در حدیث آمده است در حقیقت حمایت قاطعی از حریم توحید است که مسیحیان از آن به دور رفتند و با بنای معابد بر هزار قدیسان بهانه به دست مشرکان دادند تا در برابر پیامبرص به مخالفت برخیزند و استدلال کنند که:

«ما چنین چیزی در آیین اخیر نشنیده‌ایم دین چیزی ساختگی است».(ص / 7)

 

سنتی که چنین وظیفه به دوش دارد، یعنی با اهداف روشن و قابل فهم قرآن را ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 ] [ 17:0 ] [ عبدالله ]
[ ]

اسلام و جهاد

از جملة اهداف اسلام مبارزه با نیروهای طغیانگر و فتنه‌های گمراه‌کننده است تا در روی زمین آزادی عقل و وجدان فراهم گردد و پس از آن نه حقی پایمال گردد و نه ایمانی مورد اهانت قرار گیرد.

این همان جهاد درست است، یعنی جلوگیری از وحشت‌انگیزی و خشونت و تنها راه علاج آن، که شوکتش را درهم شکسته و توانش را درهم می‌کوبد.

به کار گرفتن قوت و نیرو در مقابل تجاوزگری، بیداد، خشونت و وحشت‌انگیزی و جلوگیری از آن برای امنیت مردم و استقرار عدالت و آرامش جهاد است.

تهاجم استعمارگران به سرزمین‌های شرقی برای ربودن سرمایه و به بردگی کشاندن اهل آنها وحشت‌انگیزی است و مبارزه در برابر چنین تهاجمی با هر وسیله‌ای که ممکن گردد جهاد است.

جهاد نتیجه‌بخش آگاهی‌های تئوریک یا سلیقه‌های فردی را به حقایقی ثابت، ارزشهایی فراگیر و برنامه‌هایی منظم تبدیل می‌کند، و سبب پیدایش نسلی می‌گردد که فکری را با خود گرفته و نسل‌های بعدی آن را از نسل پیش فرابگیرند.

از این جهت اسلام به آن اهمیت داده است، زیرا فایده‌ای که از آن به دست می‌آید بس سودمند و فراخنایی را که برای حق پدید می‌آورد بس گسترده است.

بدون شک روی آوردن به چنین کاری در نزد خدا به مراتب ارزشمندتر از آن است که کسی به خودش مشغول باشد هر چند تمام عمرش را در روزة روز و نماز شب بگذارند.

اما احمد روایت نموده است که آن حضرت (ص) فرمود:

«لکل امة رهبانیة هذه الامة الجهاد فی سبیل الله».

«هر امت رهبانیتی دارد و رهبانیت این امت جهاد در راه خداست».

و نیز روایت شده است که مردی به نزد ابوسعید خدری آمده گفت: مرا توصیه کن، او گفت: «از من چیزی درخواست نمودی که من پیش از تو از رسول‌ خدا (ص) درخواست نمودم، توصیه‌ام به تو این است: تقوی الهی را حفظ کن چرا که آن سرآمد همه کارهاست، جهاد را از دست مده که آن رهبانیت اسلام است و ذکر خدا و تلاوت قرآن را بر خود لازم بگیر چرا که این نام نیکی برایت در آسمان و نوری در زمین می‌باشد».

دولتی که اسلام برپا می‌کند نه پیوندی با سلطه‌جویی بر زمین دارد و نه زمینه‌ای برای تمجید اشخاص یا دست یافتن به هوس‌ها فراهم می‌آورد. بلکه وسیله‌ای است برای تحقق اهدافی که به مسلحت اسلام و مسلمین وحتی شخص غیر مسلمان که هیچ جنگ و خصومتی با مسلمانان ندارد است.

 

 

با تشکر مدیریت وبسایت سیمای اسلام

[ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 ] [ 16:54 ] [ عبدالله ]
[ ]

شریعت اسلامی ... اهداف و برنامه‌ها (آسان‌گیری و محبت )

شریعت الهی برای بندگان مبنایش بر رحمت همه‌جانبه نهاده شده است و مشقت و رنج در آن راهی ندارد.

شاید پدر با اولادش با قساوت قلب، جهل یا ظلم رفتار کند و شاید گاهی طبیعت پدری‌اش سبب گردد که تأدییدشان کند یا خودخواه و غرض‌آلوده شود، اما پروردگار جهانیان چیزی را بر دوش بندگانش می‌نهد که جز خیر خالص و مصلحت محض نتیجه‌ای دیگر نداشته باشد. محبت وی به ایشان همراه است با بی‌نیازی مطلق از ایشان و هر یک از رهنمودهایش بر محور حفظ حیات و ترقی معنویشان می‌چرخد.

انسان با نفخه‌ای از روح الهی پیدایش آغاز یافته است و محافظت برین نسب شریف و پاسداری از این پیوند عالی راز قوانینی است که رفتار انسان را کنترل می‌کند و او را از فروافتادن به پستی‌ها که به فراخنای زمین و آسمان است آماده می‌گرداند.

خدا می‌خواهد که مردم در زمین خلیفه‌اش باشند و زندگیشان را همراه با علم راسخ پیروی نمایند و زمین را میدان مناسبی برای شناختش و پیاده نمودن فرمانش بگردانند.

شناخت وی و اجرای فرمانش چیز دیگری نیست جز رشد و نفع برای خود ایشان و تضمین اول و آخر برای مصالحشان.

اگر مردم به حال خود رها شوند به پستی‌ها فرومی‌افتند و با دوری از شریعت الهی به درکی سقوط می‌کنند که وحشت، تردید، ظلم و تاریکی بر آن حاکم است.

امام ابن القیم گفته است: «اساس و مبنای شریعت بر حکمت‌ها و مصالح بندگان در زندگی دنیوی و اخرویشان نهاده شده است و همه‌اش عدالت، رحمت و مصلحت است. هر مسأله‌ای که از عدل به جور، از رحمت به ضد آن، از مصلحت به مفسده و از حکمت به بیهودگی بیرون شود از شریعت نیست هر چند با تأویل در آن داخلش نمایند، چرا که شریعت، عدال الهی در میان بندگانش، رحمت وی در میان مخلوقاتش، سایه‌اش در زمین و حکمت اوست که بر او و بر صدق پیامبرانش کامل‌ترین و صادق‌ترین دلالت را دارد».

حقیقت این است کته تصور مردم از شرایع الهی نیازمند تصحیحی طولانی است. اکثریتشان آن را شعله‌ای از خشم می‌شمارند و گمان می‌کنند که فهم اصول و فروع آن ناممکن است و ...

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم دی 1393 ] [ 16:38 ] [ عبدالله ]
[ ]

شریعت اسلامی ... اهداف و برنامه‌ها ( برادری و برابری )

از جملة اهداف اسلام محکم ساختن روابط میان طبقات مختلف مردم و برقرار ساختن آن میان نزدیکان و غیر نزدیکان بر اساس اخوت عمومی است. اخوتی که در آن نه تعصبی برای وطن و نه هواداری از نژادی خاص و یا رنگی ویژه آمیخته باشد. اخوتی که هر نسبتی جز نسبت آدم را مردود شمارد و هر گونه برتری را جز برتری کفایت و امانت منکر گردد و در نگرش به بندگان خدا جز سلوک و مواهبشان را ننگرد و به چیزی دیگر از قبیل اختلاف چهره، زبان یا ریشه‌های قومی چشم نداشته باشد. اخوتی که پیامبرص را واداشت که به امتش بگوید:

«ان أمر علیکم عبد مجدع اسود یقودکم بکتاب الله فاستمعوا له و اطیعوا».

«اگر بر شما برده‌ای سیه‌چرده و ناقص‌الخلقه امارت یافت که با کتاب خدا شما را رهبری می‌کرد سخنش را بشنوید و از وی اطاعت کنید».

چنین اخوتی بدان‌گونه که اسلام غرسش نمود و بدان‌گونه که در پیروانش گسترش یافت در تاریخ بشریت نظیری نیافته است.

بلی، انحرافاتی از این اصل صورت گرفته است از قبیل طعنه‌ زدن به حسب و نسب؛ اما مگر می‌توان معصیتی را یافت که هیچ‌ کس مرتکبش نگردیده باشد؟

ولی این طعنه‌ها هرگز نتوانسته است خدشه‌ای به آن اصل مقرر و تثبیت شده وارد نماید نه در میدان تشریع تطبیق. زیرا در مراحل مختلفی از تاریخ اسلام بردگان توانسته‌اند پادشاه شوند و همة امکانات در اختیار ایشان قرار گیرد و توانسته‌اند ـ در سایة برادری میان نژادهای بشری ـ دولت‌های مستحکم و مقتدری را پایه‌گذاری نمایند.

در تاریخ می‌خوانیم که «متنبی» شاعر مبتکر عرب سیف‌الدوله را در شام رها می‌کند و دربار کافور در مصر می‌رود تا از بخشش‌های وی بهره‌مند گردد و در مدحش می‌گوید:

 

قواصد کافور توارک غیره

 

و من قصد البحر استقل السواقیا

(آهنگ کافور را دارم و جز او را ترک می‌گویم، چه کسی که آهنگ دریا کرد، از آب جویبار بی‌نیاز می‌شود).

کافور می‌بیند که شاعر توقعات گسترده‌ای دارد، نخواست به وی مسئولیت استانی بدهد و به بخشش جائزه‌های معمولی اکتفا نمود، متنبی برای جلب توجهش گفت:

 

اباالمسک هل‌فی‌الکاس فضل‌أنا له

 

فانی اغنی منذحین و تشرب

(ای ابوالمسک! اگر در جام چیزی باقی مانده است مال من است چرا که از مدت‌ها بدین سو من مشغول سرودنم و تومشغول نوشیدن).

اما کافور نخواست به توقعات وی پاسخ مثبت دهد، متنبی در هجو وی گفت:

 

من علم الاسود المخصی مکرمة

 

آباءه البیض أم أجداده السود؟

لاتشتری العبد الا و العصامعه

 

ان العبید لأنجاس مناکید

(چه کسی به سیه‌چرده، از مردی افتاده، تعلیم کرامت داده است؟ پدران سپید یا اجداد سیاهش؟ برده را خریداری مکن مگر در حالی که عصا همراهش باشد، زیرا بردگان نجسانی آفت زده‌اند).

البته این عمل که از متنبی سرزده است، دشنام‌های مردی است برآشفته و گدایی محروم، نه عملکرد امتی یا سیاست دولتی، هم پیش از آن و بعد از آن بردگان توانستند به بالاترین مناصب ارتقا کنند، نه رنگشان مانعی در ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم دی 1393 ] [ 16:31 ] [ عبدالله ]
[ ]

شریعت اسلامی ... اهداف و برنامه‌ها ( تقلید نادرست است )

اسلام اهداف انسانی بزرگی دارد که در اینجا می‌خواهیم به بعضی از آنها اشاره نماییم. آزاد ساختن عقل اساس ایمانی است که قابل احترام است و عقیده‌ای که قابل قبول.

در میان مردم اندکند آنانی که عقل آزاد دارند، عقلی که سنگینی موروثات غلط از تحرکش باز ندارد.

قطار سریع‌السیر را دیده‌اید که چگونه مسافت‌های دوری را می‌پیماید و سرنشینانش در جای خود نشسته‌اند بدون آنکه یک قدم حرکت نموده باشند؟ تقلید جامد نیز چنین است، پیروانش را به آراء و مذاهبی گوناگون منتقل می‌سازد که اگر در همان مذاهب متولد نشده بودند هرگز آن را نمی‌پذیرفتند. چنین تقلیدی آنان را تا دوردست‌ها می‌برد چه بدانند و چه ندانند، تا آنکه در پایان به جایی منتهیشان می‌سازد که بازمانده‌های اسلافشان را تجدید می‌کنند چه عقیده باشد و چه اخلاق و چنان به دفاع از آنها احساسات نشان می‌دهند که گویا آن نتیجة کسب عقلی و اندیشة خاص خودشان است:

«و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند نازل کرده است پیروی کنید، گویند خیر، ما از آنچه نیاکانمان را بر آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم. حتی اگر نیاکانشان چیزی نیاندیشیده و راهی نیافته باشند». (بقره / 170)

گمراهی نسل‌های گوناگون از این جمود برخاسته است. جمودی که مغزها با آن می‌خشکد و عواطف به سردی می‌گراید و انسان‌ها با آن تبدیل به حیوانات ابله می‌شوند که هر چه ندایشان کنی توجه نکنند و اهمیت ندهند زیرا آنچه برایشان مأنوس نباشد قابل تحمل نیست و آنچه را که از قبل ندانسته باشند انکار خواهند کرد:

«و داستان کافران همانند داستان کسی است که جانوری را که جز بانگ و ندایی نمی‌شنود، آواز می‌دهد؛ ناشنوا و گنگ و نابینا هستند و از این روی نمی‌اندیشند». (بقره / 171)

ایمان تقلیدی در نظر علما اسلام ارزش ندارد.

باید عقل بشری آفاق آسمان‌ها و زمین را با کنجکاوی و دقت بپیماید تا هم خدا را بشناسد و هم جهان هستی را. و گرنه وظیفه‌اش را نشناخته است و هر نتیجة نزدیک با دوری که از آزادی عقل نشأت گیرد و هر چیزی که وسیله‌ای آسان یا دشوار در جهت آزادی عقل باشد آن را ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم دی 1393 ] [ 16:24 ] [ عبدالله ]
[ ]

شریعت اسلامی ... اهداف و برنامه‌ها ( جزاء حق است )

از جملة اهداف اسلام تجسم بخشیدن به روز آخرت و بالاتر شمردن آن از هر گونه شک و تردیدی است که آمادگی گرفتن برای نشانة شد و هوشیاری به شمار رفته است.

همان‌گونه که شخص ساکن در «قاهره» احساس می‌کند که سرزمینی بنام «آمریکا» وجود دارد که در وقت مساعد شدن فرصت مشخص می‌تواند به آنجا سفر کند، باید همچنان احساس نماید که جهان دیگری نیز وجود دارد که به زودی به آنجا منتقل خواهد شد و در آنجا برای مدتی بسیار طولانی زندگی خواهد کرد.

مردم را اوضاع روزمره‌شان از ماورای آن غافل می‌سازد و عالم شهادت چنان آنان را به خود مشغول می‌سازد که نزدیک است عالم غیب را انکار کنند با آنکه آنان می‌بینند مرگ هر لحظه بر زندگی می‌تازد و طراوتش را از آن می‌گیرد و حرمت آن را می‌درد، باز هم از غفلت آنان کاسته نمی‌شود. تا جایی که حسن بصری گفته است: «ما رأیت حقا اشبه بباطل من الموت». «حقی را شبیه‌تر به باطل از مرگ نیافتم».

لذا عجیب نیست اگر اسلام تصویرهای بهشت و دوزخ را در جهان دیگر به کثرت عرضه داشته است و نشانه‌های آن را فراوان توصیف نموده است، همه به این جهت است تا هر زنده‌ای احساس کند که آیندة جاویدانش بر روی زمین نخواهد بود.

سبک عقلی است اگر کسی گمان کند این کار مثل مخدری است تا ظلم ستمگران به آرامی قابل تحمل شود.

اسلام ـ همراه توصیف گسترده‌اش از شادمانی‌های بهشت و ناراحتی‌های دوزخ ـ به وضوح بیان داشته است که مردن در مبارزه با طغیانگران کوتاه‌ترین راه رسیدن به فردوس اعلی است.

و صبر ذلت‌بار بر بیدادشان راه در افتادن در دوزخ است که جایگاهی زشت و ناگوار است.

مادی بودن ثواب و عقاب نیز حق است نه خیال‌پردازی است و نه تمثیل. زیرا بشر در سرشتش موجود ممتازی است که هم از شیاطین متفاوت است و هم از فرشتگان. در احساس نیکبختی و بدبختی ارواح و اجساد آدمیان همزمان سهیم و شریک است، در دنیا به همین‌گونه بوده‌اند و در آخرت ...


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم دی 1393 ] [ 16:14 ] [ عبدالله ]
[ ]

زندگى كوتاه خويش را نبايد به غم وانديشه ها سـﭘـرد

 خردمند ميداند كه زندگى سعادت و راحت يگانه زندگى حقيقى ميباشد، و آن هم بسيار كوتاه است، ﭘـس نبايد به غم وانديش آن را كوتاه تر سازد، زيرا كه اينـگونه عمل مخالف مفهوم زندگى سالم ميباشد، لهذا كوشش بايد كرد كه قسمت بزرگ زندگى شكار نا راحتى و ﭘـريشانيها نشود، در اين موضوع مرد نيكو و مرد فاسد مساوى هستند، مگر مومن را در تحقيق اين گونه عمل حصـﮥ بزرگ و نصيب نيكو، وفوايد دنيا وآخرت مي باشد.

هنـگامي كه انسان را تكليف ميرسد، يا از رسيدن تكليف مي هراسد، در بين ﭼـنين تكاليفى كه به او رسيده ودر بين نعمت هاي دنيوى ودينى كه از آن بهره مند است مقايسه بايد كرد، ﭘـس ميبيند كه تعداد نعمت ها بسيار، وتكاليفى كه به او رسيده در مقابل آن هيـﭻ نيست.

همـﭼنان اگر احتمال وقوع ضرر وجود داشته باشد، و از ﭘـيش شدن آن مى هراسد، و نيز ﭘـيدايش راه هاي سد وقوع آن ضرر محتمل باشد، بايد در بين احتمال ضعيف وقوع ضرر واحتمال هاي بسيار سلامتى از آن فكر كند، و آن دو را باهم مقايسه نمايد، و هر گز اجازه ندهد كه يك احتمال ضعيف عليه احتمالات قوى غالب گردد، كه از همين طريق دفع ميشود، وﭘـيش از وقوع مصيبت بايد احتمال وقوع مصيبت بزرگتر را در نظر گرفته شود، وخود را براى آن مجهز سازد اگر واقع شود براى دفاع آن وتخفيف آن، و يا آنـﭼـه بوقوع نه ﭘـيوسته واحتمال وقوعش باشد براى دفع آن كوشش بايد كرد.

و يكى از كارهاي مفيد ومؤثر اين است:  ضرريكه مردم به تو مي رسانند، بالخصوص به الفاظ نا شايسته، در حقيقت ضرر بخود ايشان است، وبراى تو هيـﭻ ضرر نميرسد، مـگر اينكه ذهنت را در آن مصروف كنى، و اجازه بدهى كه احساسات ترا صدمه رساند، ﭘـس اگر ﭼـنين كنى طوريكه به صاحبانش ضرر است ﭘـس براى خودت ضرر ميباشد.

بدان كه: زندگى تابع خيالات وافكارت ميباشد، اگر در بارﮤ كارهاي كه در دين يا دنيا مفيد است فكر كنى زندگيت ﭘـر مسرت وبا سعادت ميباشد، واگر نه نتيجه اش خلاف اين است.

از وسايل مؤثر دفع كردن غم و ﭘـريشاني اين هم ميباشد: كه خودرا به اين كه تنها از خداوندY اميدوار شكر وثواب هستى قناعت بده، هنگاميكه با كسى نيكى كردى -به قطع نظر از اين كه بالاي تو حق دارد يا ندارد- بدان كه اين در حقيقت نيكى كردن با خداوند است، ﭘـس از آن ...

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم آذر 1393 ] [ 13:6 ] [ عبدالله ]
[ ]

در وقت آسيب بايد حالت بدتر از آن را در نظر گرفت، وبعداً در تخفيف آن كوشش نمود

از مفيد ترين اسباب براى دور ساختن غم وﭘـريشانى هنگاميكه بنده به شكستى رو برو شد آن است: كه در تخفيف وكم نمودن تاثير مصيبتها كوشش بايد كرد، وآن طورى باشد كه در وقت تكليف وآسيب حالت بدتر از آن در نظر گرفته، وبراى مقاومت آن استاده باشد، سـﭘـس قدريكه ممكن است به همان مقدار در تخفيف ساختن آن كوشش نمايد، ﭘـس در اين مقاومت وكوشش گسترده ﭘـريشانيهايش از بين خواهد رفت، ودر عوض آن در جلب خير ودفع شر وضرر هر قدريكه برايش ميسر باشد كوشش نمايد.

وقتيكه بالايش حالات ترس، يا امراض، وفقر ﭘـيش آيد، ويا ميخواهد كه هر نوع ﭼـيزهاي شايستـﮥ را بدست آرد، اما بر آن قادر نشود ﭘـس لازم است كه اين همه را با اطمينان وسكون قلب به ﭘـذيرد، بلكه خود را به برداشت تكاليفى بزرگتر از اين مهيا سازد، زيرا كه آمادگى به برداشت كردن ﭼـنين تكاليف آسيبها را براى انسان آسانتر، ومشكلاتها را نيز كمتر ميسازد، خصوصاً اگر به اندازﮤ قدرت خويش در مقابل آن خودرا آماده سازد، آنگاه بيشتر تسكين قلب برايش حاصل ميگردد، وبه كارهاي مفيد كه اورا در بارﮤ مصايب از فكر وانديشـﮥ نجات ميدهد مصروف خواهد شد، واورا در مقاومت با تكاليف قدرت جديدى ميبخشد، وبا وجود اين همه نيز بايد توكل واعتماد ويقينش بر خداوندY باشد.

ﭘـس هيـﭻ شكى نيست كه بزرگترين مفاد اين ﭼـنين كارها باعث حصول فرحت ومسرت وانشراح صدر ميباشد، علاوه بر ثواب و اجريكه بنده در دنيا وآخرت اميد و طمع او را دارد، وآن به تجربه ثابت شده است، وكسانيكه اين را تجربـه كرده اند بسيار اند.     

يكى از وسايل مهم علاج امراض دشواريهاى قلب، وهمـﭼـنان امراض بدنى: داشتن قلب قوي، واز خيالات بيهوده وغير حقيقى كه افكار بد آن را ايجاد ميكند متاثر نشدن است، زيرا اگر انسان به خيالات خويش تسليم شود، وقلبش از ترسيدن ومبتلا شدن به امراض وغيره مانند: قهر، غضب، و از حالات دردناك، و رسيدن تكاليف و از تشويش از دست دادن اشياء مرغوب متاثر شود، ﭘـس او را  ...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم آذر 1393 ] [ 12:5 ] [ عبدالله ]
[ ]