X
تبلیغات
'

'
َبلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ "آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد." ( سوره البقره آيه 112 ) الحمدلله سایت وصال توحید دوباره شروع بکار کرد. www.wesaltohid.net
 
تاريخ : شنبه بیستم اسفند 1390
                 

                          

             

      http://www.simaislam.blogfa.com     



ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392

در برنامه غذایی ارائه شده از سوی قرآن برای انسانها، خوردن خون، حرام و ممنوع اعلام شده است. هنگام نزول قرآن، انسان، از اهمیت غذایی این برنامه اطلاع چندانی نداشت؛ ولی زمانی که محتویات خون، مورد تجزیه و تحلیل علمی قرار گرفتند، معلوم شد که برنامه غذایی ارائه شده از سوی قرآن، بر پایه مصالحی است که برای سلامتی انسان، فوق العاده حایز اهمیت است؛ یافته های نوین، نه تنها این برنامه را رد نکردند، بلکه منافع آن را نیز برای ما روشن نمودند.

تجزیه و تحلیل علمی محتویات خون، نشان می دهد که اسید اوریک زیادی در خون وجود دارد. اسید اوریک، ماده ای سمی است که خوردن آن به عنوان غذا، فوق العاده خطرناک می باشد. روش مخصوص ذبح که اسلام دستور داده و میان مسلمانان رواج دارد نیز مبتنی بر همین اصل است. ذبیحه در اصطلاح اسلام، همان حیوانی است که با نام الله چنان ذبح شود که تمام خون بدنش از طریق بریدن شاهرگ بیرون بیاید تا بدین ترتیب ارتباط قلب و مغز حیوان تا آخرین لحظات زندگی باقی بماند و سبب مرگ حیوان، خروج کامل خون از بدنش باشد نه آسیب دیدن یکی از اعضای مهم و حیاتی؛ زیرا صدمه دیدن اعضایی همچون دل، مغز و جگر، هرچند که موجب مرگ ناگهانی می شود، اما در چنین شرایطی، خون، به تدریج می بندد و در گوشت باقی می ماند و به خاطر اسید اوریک، مسموم و خطرناک می شود.

بر اساس برنامه غذایی قرآن، خوک نیز حرام شده است. مردم دوران باستان در مورد آن اطلاع چندانی نداشتند. اما پژوهشهای بهداشتی جدید ثابت کرده است که گوشت خوک ضررهای زیادی دارد. مثلاً همان اسید اوریک که یک ماده زهرآلود است، در تمام جانوران و حیوانات وجود دارد و از بدن آنها از طریق ذبح خارج مي‌شود، ولی از بدن خوک دفع نمی گردد. کلیه که در جسم هر حیوانی وجود دارد، اسید اوریک را به صورت ادرار دفع می کند. جسم انسان نود 90% این ماده مسموم را ... 


ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392

در قرآن درباره کوهها چنین آمده است: کوهها برای اینکه زمین تکان نخورد و توازنش را از دست ندهد، بر زمین نصب شدند. مثلاً در سوره لقمان آمده است:

یعنی: «و در زمین، کوههای استوار را پراکنده ساخت تا زمین، شما را نلرزاند». ((لقمان:10)

با گذشت سیزده قرن از نزول این آیه، علم انسان از این فایده کوهها هیچگونه اطلاعی نداشت. اما اینک علم جغرافیا پرده از این راز آفرینش برداشته و این برایند را قانون توازن نامیده است. البته دانش بشری در این زمینه در مراحل مقدماتی قرار دارد. انگلن می گوید: «مواد سبک در سطح زمین به شکل کوهها درآمد و مواد سنگین سطح زمین به صورت خندقهای بسیار عمیق به داخل زمین فشرده شدند که پس از پر شدن از آب، دریاها را به وجود آوردند. بدین ترتیب برآمدگی کوهها و فرورفتگی دریاها، توازن زمین را حفظ می کنند».

نویسنده دیگری در این باره می گوید:

«همچنانکه در خشکی، رودخانه وجود دارد، در دریا نیز رودخانه وجود دارد. اما رودخانه های زیر دریا عموماً عمیقند و از دایره تجربه و مشاهده انسان بیرون هستند. احتمالاً در اثر فشارهای بسیار زیاد، غارها یا شکافهایی در دریاها به وجود آمده است. این رودخانه ها در عمق 35 هزار پا از سطح دریا قرار دارند. اعماق این رودخانه ها از بلندی هر قله ای بیشتر می باشد. گاهی حفره های چنان عمیقی وجود دارد که بلندترین قله روی زمین، مثلاً اگر کوهی به بلندی اورست در این حفره ها انداخته شود، باز هم قله آن، یک مایل زیر سطح آب قرار خواهد گرفت. شگفت آور است که خندقها یا حفره های دریایی به جای اینکه در وسط دریاها قرار گرفته باشند، در حاشیه دریاها و در نزدیکی خشکی قرار دارند. اصلاً نمی توان گفت که این حفره ها، در اثر کدام فشار قوی به ... 


ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392

قرآن در مورد آغاز و پایان جهان هستی مطلب خاصی ارائه داده است که تا یک قرن قبل، برای انسانها بکلی نامعلوم و غیرمشخص بود و در زمان نزول قرآن نیز چنین تصوری به ذهن کسی خطور نمی کرد؛ اما تحقیقات و یافته های علمی عصر تکنولوژی، به صورت شگفت آوری آن را تأیید کرده است. قرآن در مورد آغاز کائنات چنین می گوید:

 

یعنی: «آیا کافران نمی بینند که آسمانها و زمین ( در آغاز آفرینش، به صورت توده عظیمی) به هم چسبیده بودند و سپس ما، آنها را از همدیگر جدا کردیم».(انبیاء:30)

در مورد عاقبت و سرانجام کائنات چنین آمده است:

یعنی: «روزی که ما، آسمان را مانند کاغذ در هم می پیچیم».(انبیاء:104)

بنا بر داده های قرآن، کائنات در آغاز آفرینش در یک حالت جمع شده بود و بعد شروع به گسترش کرد.

جدیدترین نظریه درباره کائنات نیز همین است. دانشمندان بر اساس قراین و دلایل متعددی به این نتیجه رسیدند که ماده جهان هستی چندهزار سال قبل در یک حالت جامد و ساکن بوده است. آنان بر این باورند که ماده کائنات در روزهای نخستین آفرینش، فوق العاده سخت، جمع شده و بسیار گرم بوده است. حدود پنجاه تریلیون سال پیش در اثر یک انفجار بسیار مهیب، ماده کائنات منفجر شد و تکه های آن پراکنده شدند و گسترش یافتند؛ دور شدن و پراکندگی این تکه ها از یکدیگر ضروری بود؛ زیرا به هر میزان که اجزا از هم فاصله بگیرند، قدرت کشش آنها نسبت به یکدیگر به همان میزان کاهش می یابد. ابتدا وسعت کائنات، برابر با یک میلیارد سال نوری بود و اکنون بر اساس اظهارات پروفسور ایدنگتون تا ده برابر افزایش یافته و همچنان رو به گسترش است. ایدنگتون می گوید: «ستاره ها و کهکشانها مانند بادکنک پلاستیکی هستند که همواره سطح آن در حال گسترش است؛ همچنین تمام کرات آسمانی همزمان با حرکت خود در اثر گسترش کائنات، در حال دور شدن از همدیگر مي‌باشند».

داده های قرآن درباره پایان کائنات نیز .... 


ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392

رسول اكرمr فرموده است: «خداوند به هر پيامبري معجزه‌اي عنايت فرموده تا مردم، با دیدن آن، نبوت پيامبر را بپذيرند و معجزه‌اي كه به من داده شده، قرآن است».

اين گفته رسول خداr سمت و سوی سعي و جستجوی ما را مشخص مي‌كند. بنا بر حديث مذكور، ارزنده‌ترين وسیله براي شناخت رسالت محمد مصطفیr قرآن کریم است. قرآن كريم گذشته از آنکه کلام خداست و به عنوان رسالت پیامبر در اختیار ما می باشد، دليل حقانيت آن حضرتr نیز هست. كدامین خصوصيات و ويژگي‌هاي قرآن، بیانگر این است كه قرآن، کلام خداست؟

پاسخ اين سؤال، ابعاد متعدد و گسترده‌اي دارد؛ از جمله:

 

اعجاز قرآن:

نخستين چيزي كه پژوهشگر علوم قرآنی را تحت تأثير قرار مي‌دهد، مبارزه طلبی قرآن است. بيش از چهارده قرن مي‌گذرد كه قرآن، مخالفان و منكران را براي ارائه مشابه خود به مبارزه مي‌طلبد؛ اما تاكنون هيچ یک ازعلما و دانشمندان بلیغ و فصیح اعم از عرب و عجم، نتوانسته‌ به اين مبارزه طلبي قرآن پاسخ دهد. قرآن، با ندایی رسا مخالفانش را به مبارزه طلبیده و گفته است

یعنی: «اگر درباره كتابي كه آن را بر بنده خود نازل كردیم، شك داريد، پس سوره‌اي مانند آن را بياوريد و غير از الله از كليه معاونان خود در اين باره كمك بگيريد اگر راست مي‌گویيد».(بقره:23)

این، عجیب‌ترین مبارزه طلبی در طول تاریخ است؛ زیرا هيچ نويسنده ای در طول تاريخ به خود جرأت نداده که با وجود برخورداری از علم و دانش بسیار، چنین ادعایی نماید. براي هيچ یک از افراد، نوشتن چنان کتابی میسر نیست که دیگران از تألیف کتابی همانند آن اظهار ناتوانی نمایند. بلکه در برابر هر کتابی مي‌توان کتابی مشابه آن نوشت. قرآن، كلام الهي است و هيچ انساني قادر به ارائه چنين كلامي نيست. عجز و ناتواني انسانها از ارائه کتابی همانند قرآن در هزار و چهارصد سال گذشته، حكايت از آن دارد كه قرآن، منبعی خدایی دارد و كلام انسان نيست.

در مقاطع مختلف تاريخي، نمونه‌هايي به ثبت رسيده كه در پاره ای از موارد عده‌ای، خواسته اند به اين مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند؛ از جمله لبید بن ربیعه که به سخنوری و ذكات و تيزهوشي درميان عربها بسيار معروف و مشهور بود. لبيد، كلام منظومي را در پاسخ به مبارزه طلبي قرآن نوشت؛ نوشته اش، مدتی بر ديوار كعبه آويزان بود و اين، يك افتخار بشمار مي‌رفت. اندكي پس از اين جريان، يكي از مسلمانان سوره‌اي از قرآن را نوشت و در كنار نوشته لبيد، بر ديوار كعبه آويزان كرد. لبيد تا آن زمان مسلمان نشده بود و چون روز بعد سوره آویخته بر کعبه را قرائت كرد، فوق العاده تحت تأثير قرار گرفت و بلافاصله اعلام نمود: مطمئناً اين كلام، كلام بشر نیست و من، ايمان آوردم».

در روايات آمده است: لبيد بن ربيعه ... 



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392

جنبه دیگر اعجاز قرآن، پيشگويي‌هاي آن است. چنانچه پيشگويي‌ها به صورت بسيار شگفت آوري تحقق پيدا كرده‌اند.

نابغه‌هاي زيادي در طول تاريخ، هم در مورد خود و هم درمورد ديگران پيشگويي‌هايي كردند. ولي همه ما مي‌دانيم كه گذشت زمان، هرگز گفته آنان را تصديق نكرد. بسياري از مردم بدین خاطر فریفته شدند که برخورداری از شرايط مناسب، نبوغ ذهني و داشتن دوستان و همكاران و موفقيت‌هاي مقدماتي را دلیل فرجام و سرانجام خوب پنداشتند و از اینرو ادعا کردند كه عاقبت صد در صد مطمئني دارند؛ اما تاريخ همواره چنين ادعايي را رد كرده است. این در حالی است که پيشگويي‌هاي قرآن در شرايطی كاملاً متضاد با شرايط مذكور، چنان صحيح و درست ثابت شده‌ كه تمام علوم انساني از توجيه آن عاجز مانده است و ما در پرتو تجربيات خود هرگز قادر به درك آنها نيستيم. لذا تنها توجيه، اين است كه این پیشگویی ها را به موجودي فرابشری نسبت بدهيم.

ناپلئون بناپارت، يكي از فاتحان بسيار بزرگ دوران خود بود؛ وی، فتوحات و پيروزیهاي چشمگیری به دست آورد که برای سزار و اسكندر نيز قابل رشك بود. او، چنین مي‌پنداشت که همه چیز به دست اوست؛ لذا چنان به خود فریفته شد كه نظرخواهی از مشاورانش را کنار نهاد و ادعا کرد كه غير از پيروزي، هيچ نتیجه دیگری برایش قابل قبول نيست. اما به چه سرنوشتي دچار شد؟ ناپلئون در تاريخ 12 ژوئن سال 1815 ميلادي در حالي كه بزرگترين لشكر خود را فرماندهي مي‌كرد، از پاريس به قصد حمله به دشمن حرکت کرد. شش روز بعد، ولنگتن ، در بلژیک، ناپلئون را با بدترين شكست مواجه ساخت. ولنگتن، سپاه بريتانيا، هلند و آلمان را قيادت و فرماندهي كرد. تمام آرزوهاي ناپلئون با خاك يكسان شد. تخت و تاج را گذاشت و به آمريكا گریخت. اما هنوز به ساحل نرسيده بود كه گارد ساحلی دشمن، او را دستگير كرده و با كشتي ناوگان دريايي بريتانيا به جزيره «سينت هلنا» يكي از جزاير درياي آتلانتيك جنوبي تبعيد كردند. در نتيجه او در تنهايي و در بدترين شرايط، در تاريخ 5 مه سال 1821میلادی درگذشت.

منشور معروف سوسیالیستها در سال 1848م منتشر شد و آلمان، نخستين كشور مورد نظر براي انقلاب كمونيستي بود. اما هنوز آلمان، پس از گذشت یک و نیم قرن با ...



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392

ويژگي سوم قرآن كه مي‌توان آن را به عنوان دليلي بسيار محكم در مورد صداقت قرآن تقديم خوانندگان محترم كرد، اين است كه قرآن، مدتها قبل از نوآوری و پیشرفت علمي، نازل شده است؛ اما با اين حال علم و دانش، نتوانسته است کوچکترین اشتباهی از داده های علمی قرآن بگیرد. اگر قرآن، كلام انسان ‌بود، حتماً در آن اشتباهی علمی یافت می شد.

دوازده نفر از دانشجويان چيني دانشگاه كاليفرنيا به كليساي بركلي رفتند و از كشيش خواستند تا در روز يكشنبه جلسه ای آموزشی درباره دین مسیحیت برایشان ترتیب دهد. اين دانشجويان با صراحت تمام به كشيش گفتند: «ما كمترين علاقه‌اي به مسیحیت نداريم و مايل نيستيم كه این دين را بپذيريم. البته می خواهیم بدانيم كه این آیین، چه تأثيري بر جامعه و تمدن آمريكا گذاشته است و در اين باره چه نقشي ايفا مي‌كند؟» كشيش، یکی از دانشمندان علوم ریاضی و نجوم را برای آموزش دانشجویان انتخاب کرد. پس از گذشت چهار ماه، همه اين دانشجويان، به مسيحيت گرویدند و آن را به عنوان دين رسمي خود پذیرفتند. چه عواملي، موجب اين تغيير ناگهاني شد؟ جواب اين سؤال را از زبان خود اين استاد بشنويد؛ او می گوید: نخستين سؤال مطرح برای من، اين بود كه براي این دانشجویان كدامین بحث دینی را عنوان کنم. زيرا اينها، هيچ اعتقادي به انجیل نداشتند. لذا دانستم که روشهای آموزشی قبلی، برای آنان هيچ سودي در بر ندارد. از آنجا كه در دوران دانشجویی، هنگام مطالعه باب اول انجیل، تناسب خاصی میان مطالب آن با علوم تجربي مشاهده کرده بودم، تصميم گرفتم تا همان مطالب را براي دانشجويان بازگو كنم. براي من و دانشجويان روشن بود كه اين بخش از انجیل در باب پیدایش و آفرینش هستی، هزاران سال پیش از یافته های کنونی بیان شده است. اين مطلب نيز براي همه ما روشن بود كه تصور مردم زمان موسیu با برداشت کنونی مردم، کاملاً متفاوت بوده است؛ لذا بر اساس اطلاعات و معلومات امروزي، بکلی بي اساس به نظر می رسید». اين دانشمند كه مسئوليت كلاس‌هاي هفتگي دانشجويان چيني را در كليساي بركلي بر عهده داشت، اضافه مي‌كند و مي‌گويد: «تدريس باب اول انجیل، در زمستان ادامه داشت و تمام این فصل، در تدريس باب اول سپري شد؛ دانشجويان بعد از پايان كلاس‌هاي روزانه، براي مطالعه و .... 



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : شنبه دوم آذر 1392

در عقاید دینی، پس از اعتقاد به خدا، اعتقاد به رسالت و نبوت پیامبران يا اعتقاد به وحي و الهام قرار دارد؛ بدین معنا که خداوند، كلام و سخن خود را بر يكي از انسانها نازل فرموده، توسط او سایر انسانها را از دستورات خود، آگاه مي‌سازد. از آنجا که ميان خدا و پیامبر، هيچگونه وسيله ارتباطي مشاهده نمي‌شود و در ظاهر هيچ دستگاه گيرنده و فرستنده‌اي وجود ندارد كه كلام الهي را از جايي به جايي دیگر و يا از شخصي به شخص ديگر انتقال دهد، بسياري از مردم با دیده شك و ترديد به صحت اين ادعا نگريسته اند؛ حال آنكه به آساني مي‌توان صحت اين ادعا را با كمك واقعيتهاي زندگي درك كرد.

در اطراف ما حوادث و جريانهایي وجود دارد كه از دايره محدود حواس ما خارجند، ولي مي‌توان آنها را درک نمود. انسان امروزي به ساختن ابزاري موفق شده‌ است كه مي‌تواند صداي پرواز پشه را از فاصله بسیار دور، طوری بگیرد و ارسال نماید که گویی آن پشه، از کنارگوش انسان گذشته است. حتي مي‌تواند صدای برخورد پرتوها را ضبط كند. چنين ابزاري امروزه در در تمام دنیا یافت مي‌شود.

بدین سان ابزاری ساخته شده كه به وسيله آن می توان صداهایی را ضبط و دریافت نمود که با حس شنوایی معمولی، براي هيچكس قابل درک نیستند.

اين ابزار ويژة دريافت و ادراك، منحصر به دستگاه‌هاي ماشيني نیست؛ بلكه مطالعه موجودات زنده نشان مي‌دهد كه خداوند در موجودات زنده نيز چنين نيرويي گذاشته است. بدون ترديد حس شنوایی و سایر حواس انسانها، بسيار محدود است؛ اما حواس ساير حيوانات با حواس انسانها تفاوت زيادي دارد. مثلاً سگ، قادر است به وسيله حس بويايي به سراغ حيواني برود كه از راه بيرون رفته و راه را گم كرده است. قفلي را كه دزد شكسته و سپس وارد خانه شده است، به سگ نشان مي‌دهند و سگ پس از بوییدن قفل، مي‌تواند از ميان جمعيت به سراغ دزدي برود كه قفل را دست زده و آن را شكسته است. بسياري از حيوانات قادر به شنيدن صداهايي هستند كه از دايره شنوايي، احساس و ادراك ما بيرون‌ می باشند.

تحقيقات و مطالعات نشان مي‌دهد كه برخی از حیوانات صداهایی با فرکانس بسیار پایین تولید می کنند. يك پروانه ماده را در اتاقي رها کنید كه پنجره‌اش باز باشد. پروانه ماده، صداهایی تولید می کند که براي پروانه نر از فاصله بسیار زیاد قابل شنيدن هستند. لذا پروانه نر پس از شنيدن صداها به پروانه ماده پاسخ مي‌دهد. نوعی جیرجیرک وجود دارد که پاها و بالهایش را روي يكديگر مي‌مالد و صدایی ایجاد می کند که در خاموشي شب از فاصله حدود يك مايل شنيده مي‌شود. اين حشره كوچك با جابجا کردن ششصد تن هوا، جفت خودش را ... 



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : شنبه دوم آذر 1392

در عقاید دینی، پس از اعتقاد به خدا، اعتقاد به رسالت و نبوت پیامبران يا اعتقاد به وحي و الهام قرار دارد؛ بدین معنا که خداوند، كلام و سخن خود را بر يكي از انسانها نازل فرموده، توسط او سایر انسانها را از دستورات خود، آگاه مي‌سازد. از آنجا که ميان خدا و پیامبر، هيچگونه وسيله ارتباطي مشاهده نمي‌شود و در ظاهر هيچ دستگاه گيرنده و فرستنده‌اي وجود ندارد كه كلام الهي را از جايي به جايي دیگر و يا از شخصي به شخص ديگر انتقال دهد، بسياري از مردم با دیده شك و ترديد به صحت اين ادعا نگريسته اند؛ حال آنكه به آساني مي‌توان صحت اين ادعا را با كمك واقعيتهاي زندگي درك كرد.

در اطراف ما حوادث و جريانهایي وجود دارد كه از دايره محدود حواس ما خارجند، ولي مي‌توان آنها را درک نمود. انسان امروزي به ساختن ابزاري موفق شده‌ است كه مي‌تواند صداي پرواز پشه را از فاصله بسیار دور، طوری بگیرد و ارسال نماید که گویی آن پشه، از کنارگوش انسان گذشته است. حتي مي‌تواند صدای برخورد پرتوها را ضبط كند. چنين ابزاري امروزه در در تمام دنیا یافت مي‌شود.

بدین سان ابزاری ساخته شده كه به وسيله آن می توان صداهایی را ضبط و دریافت نمود که با حس شنوایی معمولی، براي هيچكس قابل درک نیستند.

اين ابزار ويژة دريافت و ادراك، منحصر به دستگاه‌هاي ماشيني نیست؛ بلكه مطالعه موجودات زنده نشان مي‌دهد كه خداوند در موجودات زنده نيز چنين نيرويي گذاشته است. بدون ترديد حس شنوایی و سایر حواس انسانها، بسيار محدود است؛ اما حواس ساير حيوانات با حواس انسانها تفاوت زيادي دارد. مثلاً سگ، قادر است به وسيله حس بويايي به سراغ حيواني برود كه از راه بيرون رفته و راه را گم كرده است. قفلي را كه دزد شكسته و سپس وارد خانه شده است، به سگ نشان مي‌دهند و سگ پس از بوییدن قفل، مي‌تواند از ميان جمعيت به سراغ دزدي برود كه قفل را دست زده و آن را شكسته است. بسياري از حيوانات قادر به شنيدن صداهايي هستند كه از دايره شنوايي، احساس و ادراك ما بيرون‌ می باشند.

تحقيقات و مطالعات نشان مي‌دهد كه برخی از حیوانات صداهایی با فرکانس بسیار پایین (Telepathy) تولید می کنند. يك پروانه ماده را در اتاقي رها کنید كه پنجره‌اش باز باشد. پروانه ماده، صداهایی تولید می کند که براي پروانه نر از فاصله بسیار زیاد قابل شنيدن هستند. لذا ...

ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : شنبه دوم آذر 1392

پس از پذيرش امكان وحي و الهام، شايسته است كه اینک ضرورت و نياز به آن مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. آيا نيازي به اين هست كه خداوند، انسانی را مخاطب قرار دهد و پيام خودش را به وسيله او به دیگران برساند؟ بزرگترين دليل ضرورت وحي و الهام، اين است كه آنچه پيامبر به آن فرا می خواند، از مهمترین نیازهای انسان مي‌باشد و از آن دست نیازهایی است که انسان نمي‌تواند با سعي و تلاش خود، بدان دست يابد. از هزاران سال قبل انسان در جستجوي واقعيت است. او مي‌خواهد بداند كه كائنات چيست؟ آغاز و انتهاي انسان چيست؟ خير چيست و شر چه می باشد؟ چگونه مي‌توان به زندگي نظم بخشيد؟ بدین سان انسان می خواهد به خواسته‌ها و نیازهای خود رسيدگي نماید و بطور مناسب و متوازن آنها را برآورده سازد. اما هنوز سعي وتلاشش به جايي نرسيده است. هرچند انسانها پس از سعي و تلاش فراوان به پیشرفت در زمینه آهن و نفت دست یافته و درباره دنياي طبيعت صدها رشته علمی ایجاد کرده اند، اما هنوز ضمن پیدایش و رشد علوم انسانی از ایجاد دانشی به نام انسان شناسی عاجز مانده و از شناخت اساسی خود باز مانده اند؛ از اینرو باید پذیرفت که انسان، در اين زمینه به كمك و رهنمود الهی نیاز دارد و بدون هدایت خداوندي قادر به شناخت خویشتن نیست.

انسان امروزي مي‌پذيرد كه هنوز به كشف راز زندگي موفق نشده است، اما همچنان مدعی است كه روزي موفق خواهد شد. ناتوانی علم وصنعت در عرصه رفع نیازهای روحی بشر، این گفته را تأیید می کند که: «ما، با رها کردن علوم انسانی در نخستین مراحل و پایه های آن، به علوم مادی اهمیت و جایگاهی غیرعادی داده ایم.» دانشمندان علوم انسانی نیز از درک واقعيت باز ماندند و در دنياي وهم و گمان خود سرگردان شدند. دكتر الكسی کاریل مي‌گويد: «اصول انقلاب فرانسه و نظريات ماركس و لينين را صرفاً مي‌توان بر انسانهاي خیالی تطبيق داد، باید با صراحت تمام بگوییم: قانون ارتباطات انسانها، هنوز كشف نشده است واصول اقتصادي و اجتماعي، صرفاً تئوریهایی هستند که قابل اثبات نمی باشند».

هرچند امروزه علوم تجربي، پيشرفت چشمگيري نموده و عرصه های زیادی را فراروی انسان گشوده، 

اما ... 



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392

چطور نگریم به حال برادران و خواهرانم در سوریه برادران و خواهرانی که تنها شعارشان این است که پروردگارما الله است و غیر از این هیچ گناه دیگری ندارند همچنان که در زمان پیامبر (ص) رسول گرامی اسلام را زمانی که مشرکان قصد جان پیامبر اکرم (ص) را کردند ابوبکر صدیق آمد جلو مشرکان و به آنان گفت آیا کسی را می خواهید بکشید که تنها جرمش این است که می گوید پروردگار من الله است که همین جمله ابوبکر صدیق رضی الله عنه را خداوند آیه نازل کرد و می قرماید ( اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله ) آیا شما می خواهید کسی را بکشید که می گوید پروردگار من الله است .

 

برادران و خواهران عزیز مردم سوریه فقط شعارشان این است که می گویند پروردگار ما الله است و ما میخواهیم حکم تنها حکم الله باشد و غیر از این جرمی ندارند بیاید از ته دل برای پیروزیشان دعا کنیم و نا بودی بشار اسد لعین را از خدا بخواهیم.

 یا الله نتیجه این بمباران های شیمیایی بشار اسد لعین و متحدان فکریش را مایه ویرانی زندگی خودشان و رسوا شدن حال منافقین در سراسر این کره خاکی قرار بده.

الهم آمین ثم آمین ثم آمین

   به امید افق پیروزی برای برادران و خواهران مسلمانمان در سوریه




ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392

مسأله حقانيت معاد و زندگي پس از مرگ، از جنبه ديگري نیز بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. از گذشته‌هاي بسيار دور اين مسأله براي انسان مطرح بوده است كه مردم چگونه در مسير حق و صداقت قرار گیرند؟ اگر براي تأمين اين هدف به بعضي از افراد، در برابر دیگران، قدرت، سلطه و اختيارات سياسي داده شود، ممكن است كساني كه زير سلطه آنان قرار گرفته‌اند، به خاطر خوف و ترس، از مسیر حق و صداقت، پا را فراتر نگذارند. اما در این سياست و استراتژي، انگيزه‌اي برای خود صاحبان قدرت وجود ندارد که از مسیر حق منحرف نشوند. اگر براي تأمين هدف مذكور (نگاهداشتن توده مردم در مسير حق) از تدوين و اجراي قوانين و تشكيل گروه‌هاي پليسی و نهادهای نظامي وانتظامي استفاده ‌شود، در مناطقي كه تحت پوشش قانون و پليس نيست، چه نيرويي مي‌تواند انسان را كنترل كند؟ اگر با اندرز و خواهش از مجرمان خواسته شود تا دست از جرم بدارند، باز هم اين مسأله مطرح می باشد كه آيا كسي راضی می شود فقط به خاطر اندرز یا خواهش، از منافع خود دست بردارد؟ ترس از مجازات دنيوي نمي‌تواند جلوی جنايات را بگيرد؛ زيرا هر كس به خوبي مي‌داند که قوانین کیفری به تنهایی نمی توانند دروغ، رشوه، پارتي بازي و استفاده غيرمشروع از اختيارات و... را ریشه کن کنند؛ بلکه فقط محرك و انگيزه‌اي درونی و ارادی، مي‌تواند از ارتكاب جنايات و جرايم جلوگيري كند و انگيزه‌ها و فشارهاي بيروني در اين مورد موفق و کارآمد نیسنتند. ايجاد انگيزه دروني صرفاًَ در اعتقاد به آخرت ممکن است. این انگيزه و محرك، از آن جهت در اعتقاد به آخرت وجود دارد كه هر شخص، اجتناب و دوري از هرگونه خيانت را وظيفه خود مي‌داند. اين انگیزه درونيِ ‌نشأت گرفته از اعتقاد به آخرت، براي همگان اعم از وزیر، رییس، مدیر کل و شهروندان عادی يكنواخت است. در چارچوب اعتقاد به آخرت، هر شخص به فنای دنیا و حاضر شدن در محضر عدل الهی مي‌انديشد و اذعان مي‌دارد كه خداوند، او را .... 



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392

اينك عقيده معاد را از يك بُعد ديگر، يعني از جنبه مقتضای جهان هستي مورد بررسي قرار مي‌دهيم. در مباحث گذشته در مورد وجود خدا در جهان هستي صحبت مفصلي به ميان آمد و روشن شد كه مطالعات و پژوهشهاي علمي و عقلي اقتضا می کنند که باید خدايي را براي جهان هستي بپذيريم. اينك اگر خدايي وجود دارد (و یقیناً وجود دارد)، لذا باید ارتباط او با بندگانش مشاهده شود. اين ارتباط، كي و چگونه مشاهده می گردد؟ چنين ارتباطي در اين دنيا قطعاً قابل رؤيت نيست. آري؛ اینک منکران و نافرمانان خدا را مي‌بینیم که به قيادت و حكومت مي‌رسند؛ ولي بر عکس مشاهده مي‌كنیم که قدرتها و حکومتهای جهان، فعالیتهای بندگان فرمانبردار خدا و خدمتگزاران دین و آیین الهی را غیرقانونی معرفي نموده، جلوي آنان را مي‌گيرند؛ در همین حال مؤسسات و رسانه های مختلفی مشغول کارند تا عقیده و پندار کسانی را گسترش دهند که خدا و دین خدا را به استهزا گرفته، مي‌گويند: «فضاپيماهاي ما به كره مريخ رفتند، ولي خدايي نديدند».! همچنین همه كارشناسان و دانشمندان معاصر، گفته‌های دینداران و مدافعان دین را به بهانه ارتجاعي بودن آنان، رد مي‌كنند. مردم به دنيا مي‌آيند و مي‌ميرند؛ ملتهای مختلف مي‌آيند و مي‌روند؛ انقلابها شكل مي‌گيرند و از هم مي‌پاشند، خورشيد طلوع مي‌كند و غروب مي‌كند، اما خداوند هيچ جا ظاهر و نمایان نمي‌شود. در چنين شرايطي اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا خداوند را قبول داريم يا خير؟ اگر خدا را قبول داريم، آخرت را نیز بايد قبول داشته باشيم. زيرا هيچ راه ديگري براي ظاهر شدن ارتباط خدا با بندگانش وجود ندارد.

داروین، پذیرفته است که جهان هستی، خالقي دارد. اما در توجيه و تشريحي كه او از زندگي ارائه مي‌دهد، هيچگونه ربط و پيوندي در ميان خالق و مخلوق ديده نمي‌شود و چنين سرانجامي براي كائنات پيش بيني نمي‌گردد که ارتباط هستی و خالق را نمایان كند. داروین، چگونه این خلأ را پر مي‌كند؟ این، براي من (مؤلف) قابل توجيه نيست. بلکه خیلی شگفت آور است كه جهان هستي خدايي داشته باشد، اما ارتباطش با مخلوق ظاهر نشود! مایه تعجب است که جهان هستي با اين گستردگي آفريده شود و بدون ظاهر شدن مقصد خلقت، پايان پذيرد وروشن نشود که آفريدگار هستي داراي چه صفات و خصوصياتي بوده است؟!

اگر عاقلانه بیندیشیم، صداي دل و ندای باطن را مي‌شنویم كه از آخرت يا از زندگي پس از مرگ خبر مي‌دهد. رستاخیز، براي همه قابل تجربه و مشاهده می باشد. همانگونه كه جنين برای بیرون آمدن از شکم مادر شتاب مي‌كند، قيامت، يا بهتر است بگویيم وقوع قيامت نیز در بطن كائنات، سنگيني مي‌كند و براي بيرون آمدن عجله دارد و بدون ترديد سرانجام بر سر انسانها فرود خواهد آمد.

يعني: «مردم از تو درباره قيامت سؤال مي‌كنند که چه زمانی رخ می دهد؟ بگو: تاريخ دقيق وقوع قيامت را فقط الله مي‌داند. اوست كه قيامت را در وقت مشخص به وجود خواهد آورد. قيامت بر زمين و آسمان سنگيني مي‌كند و ناگهاني بر شما ظاهر مي‌گردد». (اعراف: 187)

 

 

با تشکر مدیریت وبسایت سیمای اسلام



ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392

خوبست كه نخست از ديدگاه روان شناختی به اين مسأله بپردازیم.

پروفسور كنتگهم در كتابش به نام «platos Apalogy» زندگي پس از مرگ را ناداني خوشحال كننده تعبير كرده است. این، چکیده باور فیلسوفان خدانشناس معاصر است. آنان، بر اين باورند كه معاد يا زندگي پس از مرگ، از اين تصور، نشأت گرفته است كه انسان در صدد یافتن جايي است كه بتواند در آنجا بدور از محدوديتها و ناملايمات و توأم با رفاه و آسايش، زندگي كند. از اینرو اعتقاد به آخرت صرفاً يك فرضيه مبتني بر خوش خیالی انسان است تا بتواند او را به زندگي ايده‌آلش برساند.! بدين ترتيب انسان خود را به يك تفكر تسكين‌دهنده، دچار نموده است و گرنه از لحاظ واقعيت چنين دنيايي وجود ندارد.!

البته چنين آرماني در حد خود، دليل بارزي است بر ثبوت رواني جهان آخرت. همانگونه كه احساس تشنگي، دليلی است بر وجود آب و ارتباط ویژه انسان و آب؛ به همین صورت آرزوي دنيايي بهتر، دليل وجود چنين دنيايي مي‌باشد. تاريخ، نشان مي‌دهد كه از آغاز زندگي، چنين آرزويي در وجود انسان بوده است. اين، كاملاً غيرعقلاني است كه يك امر بي پايه، بتواند پیوسته و در سطحی گسترده، انسان را تحت تأثير قرار دهد. پديده‌اي كه بر امكان وجود دنيايي بهتر دلالت می کند و دال بر این است كه باید دنيايي بهتر وجود داشته باشد.

كساني كه این خواسته مهم رواني را به بهانه غيرحقيقي بودن، نمي‌پذيرند، معلوم نيست كه آنان چه جرياني را روي زمين واقعي مي‌دانند و اگر چیزی را واقعي و حقیقی مي‌دانند، بر مبناي چه دليلي است؟ سؤال، این است که اگر اعتقاد به آخرت، برخاسته از شرایط و محیط بیرونی است، پس چرا تا این اندازه با احساسات و عواطف انسان هماهنگ و سازگار است؟ آيا كسي توانایی ارائه چنین چیزی را دارد که با گذشت هزاران سال و بدون وقفه، مطابقت و هماهنگي خود را با عواطف و احساسات دروني انسان حفظ كند؟ و آيا افراد توانمند و ماهر، مي‌توانند نظریه ای را از پيش خود تراشيده و چنان در روح و روان انسان داخل كنند كه آرزوي رسيدن به دنيایي ايده‌آل در روح و روان انسان نهادینه شود و با احساسات وعواطف وي هماهنگ و سازگار باشد؟

بسياري از آرزوها در اين دنيا برآورده نمي‌شوند؛ انسان، فقط خواهان جهاني است كه در آن زندگي باشد و بس، نه مرگ و نابودی؛ اما جهاني به او داده شده كه ... 



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله
 
تاريخ : چهارشنبه هشتم آبان 1392

ارزیابی مسأله زندگي پس از مرگ از ديدگاه خواسته‌ها و مقتضيات اخلاقي، به اثبات آن مي‌انجامد.

شرايط حاكم بر جوامع بشري، این را می طلبد كه دنيا، آخرتي داشته باشد؛ در غير اين صورت تاريخ، بي معنا خواهد شد.

احساس خير و شر و تمييز ميان ظلم و عدل، يك مسأله فطري است. به جز انسان، اين خاصيت در هيچ موجود ديگري ديده نمي‌شود. ولي در عين حال اين احساس، در عالم بشريت از هر جاي ديگر بيشتر پايمال مي‌گردد.

انسان به هم‌نوع خويش ستم مي‌كند، او را مورد تاخت و تاراج قرار مي‌دهد و مي‌كُشد و به شكل‌هاي مختلف به او آزار و اذيت مي‌رساند. در صورتي كه درندگان حتی گرگها و شیرها با هم‌نوعان خود چنين كاري نمي‌كنند؛ اما مشاهده مي‌كنيم که انسانها، هم‌نوعان خود را می درند و در حق سایر انسانها چیزهایی روا مي‌دارند كه گرگها و شيرها، نه تنها به هم‌نوعان خود، بلكه به ساير حيوانات هم روا نمي‌دارند. ترديدي نيست كه جلوه‌هاي حق شناسي و حق طلبي در صفحات تاريخ بشر مشاهده مي‌شود و اين جلوه‌ها، فوق‌العاده باارزشند. ولي بخش عمده تاريخ بشر آکنده از ستم و پایمال کردن حق دیگران است. اينك چند سخن از شخصيتهاي معروف دنيا بيان مي‌گردد:

1ـ واليتر: تاريخ انسان، صرفاًَ تاريخ جرايم و آلام و دردها است.

2ـ هربرت لينسر: تاريخ، فقط سخن بيهوده است.

3ـ ناپلئون: كل تاريخ عبارت است از داستانهای بي هدف.

4ـ ادوارد گبن: تاريخ انسان چیزی بيش از دفتر جرايم، حماقتها و ناکامیها نیست.

5ـ هگل: تنها چیزی که مردم و حكومتها، از تاريخ ياد گرفتند، اين است كه آنان هيچ درسي از تاريخ نياموختند

آيا انسان صرفاً بدین خاطر پديد آمده است كه چنین نقشي را بازي نماید و براي هميشه پايان پذيرد؟ فطرت سالم هر انسان پاسخ مي‌دهد: خير.. احساس عدل و انصاف در وجود انسان، این را می طلبد كه نمي‌تواند و نباید چنين باشد. فرا رسيدن روزي كه در آن حق از باطل جدا شود و ستمكاران به كيفر ستم و ستمديدگان به پاداش مظلوميت برسند، قطعاً ضروري است. وجود چنين روزي، خواسته‌اي است كه ...



ادامه مطلب...
ارسال توسط عبدالله

اسلايدر